آخرین مطالب

محبوبترین های فرهنگی (یکساله)

گفت و گو با سرکار خانم طباطبایی مربی بازنشسته کودکان

نی ریز پرس در سال تحصیلی جدید با سرکار خانم طباطبایی مربی کودک و بازنشسته آموزش و پرورش به گفت و گو نشسته است.

 

گفت و گو : زهرا طباطبایی

در ابتدا خودتان را معرفی کنید؟

عذرا طباطبایی فرزند سید محمد،بازنشسته آموزش و پرورش(مربی کودک) متولد1329/7/29

مدرک تحصیلی شما چیست؟

دیپلم تجربی ،طی دوره ی هزار ساعته ی مربی کودک با امتحان ورودی سال(55-54)و در پی آن سال (56-55)استخدام آموزش پرورش شدم.

کجاها خدمت کردید؟

دوره ی هزار ساعته را در شیراز گذراندم و پس از استخدام به عنوان دوره ی آموزشی در آباده طشک مشغول به کار شدم.بعد از دوره ی آموزشی منتقل شهر شدم و در کودکستان منصوریه واقع در خیابان ولی عصر(عج) به مدت سه سال خدمت کردم و در آن زمان به علت منحل شدن کودکستانها من به عنوان مربی تربیت بدنی به مدت یک سال و به عنوان آموزگار اول ابتدایی به مدت یک سال در دبستان سمیه در دهچاه مشغول به خدمت شدم و پس از این دو سال مجددا به شهر منتقل شدم.دو سال در دبستان باغچه بان معلم اول ابتدایی بودم.بعد از باغچه بان به دبستان فرهمندی به عنوان مربی کودک منتقل شدم.پس از 4سال به کودکستان زهری زاده واقع در کوچه پست منتقل شدم.کودکستان زهری زاده آخرین محل خدمت من بود که تا سال 85 با سی سال سابقه ی خدمت باز نشسته شدم.

چه شد که شما مربی کودک را انتخاب کردید؟

من دیپلم را که گرفتم به جهت علاقه ای که به آموزش دادن داشتم،یک سال در خانه درس خواندم به امید موفقیت در امتحانات ورودی دانشسرای راهنمایی و مربی کودک.خوشبختانه در مصاحبه دانشسرا به دلیل  سه ماه  افزایش  سنی نتوانستم قبول شوم و بنا به این شرایط و اشتیاقم به کوکان به مرکز مربی کودک رفتم.

فکر می کنید بهترین دوران خدمت شما کجا بود؟

با وجود این که شرایط رفتن به روستا آسان نبود اما چون ما هشت نفر از همکاران بودیم که با هم با مینی بوس 7صبح به دهچاه میرفتیم و 5 عصر برمیگشتیم این مسیر برایم سراسر خاطره بود و از طرف دیگر وقتی شور و اشتیاق بچه های روستا را به تحصیل میدیدم و از نزدیک مشاهده میکردم که این بچه ها با وجود امکانات محدودی که دارند نسبت به بچه های شهر اینقدر با علاقه به یادگیری و انجام تکالیفشان کوشش میکنند من نیز انرژی و علاقه ام برای آموزش به آنها دوچندان می شد و به نظرم بهترین دوران خدمتم بود.

آیا برنامه ی آموزشی کودکستان زیر نظر آموزش پرورش بود؟

خب در کنار برنامه هایی که آموزش پرورش برای ما مشخص کرده بود ما برنامه های متفرقه ای هم انجام میدادیم مثلا آموزش پرورش از ما خواسته بود در مورد حروف الفبا و اعداد با بچه ها کار نکنیم اما ما سعی داشتیم با شکل ها و اشیایی که در کلاس نصب میشد و یا با بازی  و سرگرمی آنها را تا حدی با شکل و شمارش الفبا و اعداد آشنا کنیم البته طوری که برایشان خسته کننده نباشد.

خاطره ای در طول خدمت دارید که برای خوانندگان جالب توجه باشد؟بله زمانی که من کودکستان زهری زاده بودم روزی مسئول وقت کودکستان 15شهریور با بنده تماس گرفتند و با لحنی عصبانی و شاکی گفتند:تا الآن160 نفر ثبت نام شدند و تمامی این 160 نفر متقاضی کلاس شما هستند،همین حالا می آیید اینجا و خودتان مربی،مستخدم،مدیر و معاون می شوید و کودکستان را تحویل میگیرید.

آیا هیچوقت از بچه ها ناراحت و یا خسته شدید؟

اصلا اصلا من به هیچ عنوان از بچه ها خسته نشدم. بچه ها روحیه و انرژیه من بودند و حتی الآن با وجود قدرت بدنی کمتر مشتاق به آموزشم.شاید به دلیل مجرد بودنم حوصله و وقت بیشتری نسبت به دیگر مربیان داشتم و دارم.من حتی زنگ های تفریح هم ترجیح میدادم در کنار بچه ها باشم و پای حرفشان بنشینم و در کارهای عقب مانده شان کمکشان کنم چون هیچ وقت از آنها خسته نشدم که نیازی به استراحت در دفتر مربیان داشته باشم.

چرا روزنامه های شهرستان را جمع آوری کردید؟

به مطالعه و ادبیات علاقه ی زیادی دارم وتعصب خاصی نسبت به اسامی متبرکه که در روزنامه هست دارم که باعث شده راضی به دور انداختنشان نشوم.این مدت گاهی پیش آمده از بعضی نشریه های شهر که دچار ابهام یا سؤالی در روزنامه ی باطله ها شدند نزد من آمده و موضوع را برطرف کردند.

حرف آخر:هنوز بعد از چهل سال آقا یا خانم موفقی را میبینم که من او را نمیشناسم ولی او خودش را معرفی میکند و با احترامی خاصی شاگردی خود را به من ثابت میکند.


آخرین اخبار اجتماعی

آخرین اخبار فرهنگی

آخرین اخبار بهداشت و سلامت


نشر مطالب با ذکر منبع بلامانع است .
مجوز استفاده از قالب خبری ناب نیوز برای این دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از این قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .